بررسي نقش و جايگاه دانشگاه و صنعت در توسعه ي علمي، صنعتي و اقتصادي(1)
نوشته شده در تاريخ: سه شنبه,31 شهريور 1385



نویسنده: زهرا بهشتي
منبع: danaee.com


چکيده :

ايران کشور بزرگي از نظر سرمايه عظيم مغزهاي متفکر و انديشمندي است که در تمام اعصار، دنيا را در برابر اين قوم باهوش و تمدن‌آفرين، به تعجب وا داشته است. متاسفانه کشور ما، به دلايل شرايط و موانع خاصي در دهه‌هاي اخير نتواسته است از اين نظر جايگاه درخور خود را در معادلات توسعه جهاني داشته باشد. توسعه و پيشرفت جوامع حاصل اتصال حلقه‌هاي توسعه ي علمي، توسعه ي صنعتي و توسعه ي اقتصادي است. با اتصال زنجيروار دانشگاه به عنوان متولي توسعه علمي و صنعت به عنوان عامل توسعه صنعتي مي‌توان نتايج بسيار مثبتي در زمينه ي توسعه ي اقتصادي به بار آورد که کشور را هر روز به سمت پيشرفت و پويايي حرکت خواهد داد. اين توسعه و پيشرفت توانايي‌هاي بالقوه را به بالفعل تبديل خواهد کرد و هر روز باعث توليد علم و نگاه سازنده و مبتکرانه در زمينه علم خواهد شد. دانشگاه با توليد علم و فن‌آوري روح تازهيي به صنعت مي‌بخشد و با تحول صنعت و مسلح شدن آن به دانش و علم روز، کشور به سوي خودکفايي و توسعه اقتصادي گام‌هاي موثر برخواهد داشت. با حرکت جامعه به سوي پايه‌گذاري تحقيقات بنيادي، پژوهش‌هاي علمي و آموزش‌هاي کاربردي مي‌توان نيروي انساني متخصصي تربيت کرد که خود متولي توليد علم و فن‌آوري ‌باشند و اين سرمايه‌هاي عظيم، آينده ي صنعت و اقتصاد کشور را تضمين خواهند کرد.



کشور ما با وجود منابع و معادن غني و سرشار خدادادي، بستر مناسبي براي انجام تحقيقات و پژوهش‌هاي مثمر ثمر در زمينه ي توليد علم و توسعه فن‌آوري در صنايعي چون نفت، گاز، پتروشيمي و مواد معدني است که با برنامه‌ريزي مناسب، اجراي سياست‌هاي درهاي باز و تقويت ارتباط با مراکز تحقيقاتي دانشگاهي و صنعتي داخل و خارج کشور، مي‌توان گام‌هاي موثري در زمينه ي رشد و توسعه اين صنايع برداشت و در اين زمينه از نظر علمي، به توليد ملي دست يافت. هدف اين مقاله بررسي نقش و جايگاه دانشگاه و صنعت در توليد و توسعه علمي و صنعتي در جهت رونق اقتصاد کشور مي‌باشد که با ارائه ي نظرات تحليل‌گران و صاحب‌نظران دانشگاه و صنعت، علل عقب ماندگي ايران از نظر علمي و صنعتي و همچنين عوامل مؤثر بر توسعه صنعتي و علمي در ايران مورد بررسي قرار مي‌گيرد.







1- مقدمه

ايران کشور ثروتمند و با اهميتي است که در تمام ادوار، مورد توجه جهانيان بوده است. ثروت‌‌ها و منابع طبيعي عظيم خدادادي، موقعيت جغرافيايي ممتاز و نيروي انساني صاحب انديشه و قدرت تفکر والاست که نام ايران و ايراني را در هر عصر و زماني بلند آوازه کرده است. تاريخ پرفراز و نشيب ايران گواه اين مدعاست. در هر کجاي دنيا هرگاه امکان رشد براي ايراني فراهم گشته، نبوغ ذاتي خود را نشان داده و از همة رقيبان پيشي گرفته است. نخبگان ايران آنقدر پرشمارند که نام آنها را به مثل هم نمي‌توان برد، به همين دليل کشورهاي صاحب قدرت هميشه خواستار تصاحب اين سرمايه‌هاي بي‌بديل و جاودانه ايراني بوده‌اند. در سخت‌ترين شرايط و با کمترين امکانات، پزشکان، مهندسان و متخصصان ايراني شگفتي‌هايي آفريدهاند که دنيا را به تعجب وا داشته‌ است. کافي است نگاهي کوتاه و گذرا به ربع قرن اخير و محاصره اقتصادي و جنگ تحميلي داشته باشيم و قدرت و توان ايراني را در آن شرايط سخت در نظر بگيريم، آنگاه به فراست درمي‌يابيم که ايراني هر وقت شرايط ايجاب کرده است، آنچه را که خواسته، بدست آورده است. ابتکارات و نوآوري‌هاي پزشکان در زمينه درمان مجروحان جنگ تحميلي، مهندسان و متخصصان در زمينه ساخت کارخانه‌ها، پل‌ها، اسکله‌ها، صنايع برق، مخابرات، ذوب آهن و صنايع نظامي که همگي نمونه‌هاي اندکي از تلاش فن سالاراني است که تحت آن همه فشارهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي بودهاند، را نمي‌توان دست کم گرفت.



امروزه کشور ما به خاطر داشتن استعدادهاي درخشان، در اکثر مسابقات بين‌المللي علمي، گوي سبقت را از ديگر کشورهاي صاحب نام ربوده است. دستيابي دانشمندان جوان ما به دانش هسته‌اي، دستيابي آنها به توليد سلول‌هاي جنيني که تنها در سه کشور دنيا وجود دارد و همچنين توليد سلول‌هاي انسولين‌ساز که براي اولين بار در جهان ساخته شده است، همگي نمونه‌هاي اندکي است که ايراني مي‌تواند به علوم پيشرفته جهان دست يابد. با اين همه، متاسفانه با وجود اين نيروي عظيم انساني کارآمد ايراني، شرايط مختلفي دست به دست هم داده تا با وجود اين همه سرمايه‌هاي ارزشمند که در کمتر کشوري پيدا مي‌شود، از نظر توليدات صنعتي و علمي در رده کشورهاي پيشرفته دنيا نباشيم. همين مسئله باعث شده بسياري از نخبگان ما که ايران را جايي براي به تعالي رساندن افکار و ايده‌هاي خود نمي‌بينند به کشورهاي توسعه يافته مهاجرت کنند. بر اساس آمار و ارقام موجود [1]، طي بيست و پنج سال گذشته بيش از يک ميليون نفر از سرمايه‌هاي انساني از ايران، خارج و جذب بازار کار در کشورهاي توسعه يافته شده‌اند و از اين رهگذر زياني که متوجه اقتصاد کلان ايران شده، معادل با دو هزار ميليارد دلار برآورد شده که برابر با فروش صد سال نفت است و اين زياني است که به آساني قابل جبران نيست.



حال سوال اصلي اينجاست که چرا اين تمدن کهن چندين هزارساله پرآوازه به چنين سرنوشتي دچار شده است و هر روز و يا حتي هر ساعت فاصله آن از نظر فقر علمي و اقتصادي نسبت به کشورهايي که کمتر از 500 سال قدمت و سابقه تاريخي دارند، بيشتر و بيشتر مي‌گردد؟ با وجود اقداماتي که در اين زمينه صورت گرفته است ولي سرعت پيشرفت فن‌آوري و فاصله توليد علم در کشورهاي فقير و غني به قدري سريع در حال رشد است که اقدامات صورت گرفته ناکافي است و اگر در اسرع وقت راه حل‌هاي مناسب ارائه نگردد ديگر شايد تا چند دهه آينده، ايران حرفي براي گفتن در معادلات توسعه جهاني نداشته باشد. دستيابي به توليدات صنعتي مستلزم شرکت در فرآيند تحولات اطلاعاتي و فن‌آوري است، همين مسئله باعث جهش عظيم بسياري از کشورها در دهه‌هاي اخير و ظهور جامعه فرا صنعتي گرديده است. کشورهاي بسياري وارد اين عرصه شدند و رشد کردند در حالي که هيچ‌کدام از سرمايه‌هاي ايران را نداشتند. مثلا" توليد ناخالص ملي کشوري مانند کره جنوبي [2] که تا چند دهه اخير مستعمرهاي بيش نبود به اندازهاي است که توليد ناخالص 22 کشور عربي به زحمت به نصف آن مي رسد.



با توجه به شرايط بحراني و دشواري که ايران با آن دست به گريبان است تنها سياست‌پيشگان نيستند که بايد انديشه کنند بلکه همه صاحبان انديشه و تفکر بايستي براي ساختن فردايي بهتر در يک بسيج ملي شرکت کنند و طرح سامانه‌اي براي پايان دادن به فرصت سوزي‌ها و جلوگيري از انهدام بيشتر منابع و امکانات کشور ارائه دهند و در عمل به اجرا درآورند. ديگر مجال خرده گيري و ماندن در گذشته نيست و با جامه‌هاي مندرس سال‌هاي پيش نمي‌توان به استقبال بهار رفت. بايستي از فکرهاي نو استقبال کرد و با آزاد انديشي، بر اساس فرهنگ بومي و ملي خود، کشوري آباد، آزاد و مستقل همراه با فن‌آوري روز دنيا ساخت. اين است آنچه که آيندگان از ما انتظار دارند و ما هم مي‌توانيم و بايد بتوانيم که به چنين آرزويي تحقق بخشيم. بايستي نقش دانشگاه‌ها در صنعت پررنگ‌تر شود. اين دانشگاه‌ها هستند که مي‌توانند صنايع و سازمان‌ها را به سمت کاربرد علوم جديد و نوآوري سوق دهند. علم و فن‌آوري هر دو سازنده تمدن بشري‌اند [3] و توسعه هر کدام بدون ديگري ممکن نيست. رهبري فرآيند نوآوري و توسعه فن‌آوري در اقتصاد دانش محور [4]، بر عهده دانشگاه‌هاست. در اين نوع اقتصاد، توليد، توزيع و استفاده از دانش، نقش اصلي و غالب را براي توليد ثروت دارند. امروز مهمترين فاکتور توليد [4]، علاوه بر سرمايه، کارگر، زمين و سازمان اقتصادي، دانش است. اقتصاد مبتني بر دانش خدمات مناسب با زمان كمتر و سود بيشتر را درپي خواهد داشت، از اين رو بايستي به اقتصاد دانش محور [4] توجه بيشتر کنيم تا:



• زودتر وارد اقتصاد دانش محور شويم و شانس بدست آوردن تجربه بيشتر و توان رقابت بهتر را داشته باشيم و بتوانيم در برنامه توسعه كشور، استراتژي‌هاي مناسب با نياز زمان را در اقتصاد كشور انتخاب كنيم.



• فرصت استفاده و پشتيباني از منابع اقتصادي جهان را داشته باشيم.



• از تجربه كشورهاي ديگر مانند كره جنوبي که در گذشته شرايط اقتصادي بهتر از كشور ما نداشته‌ است و امروزه بعد از گذشت فقط حدود 20 سال موفقيت‌هاي خوبي را در اقتصاد جهاني بدست آورده‌ است استفاده کنيم.



سامان‌دهي به فعاليت‌هاي علمي و پژوهشي و رفع مشکلات موجود در اين ناحيه کمک شاياني به استقلال علمي و صنعتي کشور خواهد کرد و پيشرفت در جبهه علم و پژوهش تاثير مستقيمي بر رشد اقتصاد کشور خواهد داشت. علم و فن‌آوري چه از طريق توليد ملي و چه از طريق انتقال از کشورهاي ديگر باشند، بايستي از آنها در جهت توسعه و حل مشکلات علمي، صنعتي، اقتصادي و اجتماعي کشور استفاده کرد. در همين رهگذر، از بين صنايع ايران، صنعت نفت، گاز، پتروشيمي و مواد معدني بستر مناسبي براي انتقال، بومي سازي و توسعه فن‌آوري‌هاي مختلف مي‌باشند که با پي‌گيري برنامه‌هاي هدفمند، اجراي سياست‌هاي درهاي باز و تقويت ارتباط با مراکز تحقيقاتي دانشگاهي و صنعتي داخل و خارج از کشور، مي‌توان به روند صنعتي شدن دستاوردهاي پژوهشي در اين زمينه سرعت بخشيد.



در اين مقاله ابتدا به بررسي ميزان مشارکت ايران در توليد علمي جهان در سال 2003 ميلادي پرداخته مي‌شود، سپس با بررسي عوامل مؤثر در علل عقب ماندگي ايران از نظر علمي، صنعتي و اقتصادي نسبت به ساير کشورهاي پيشرفته و با توجه به نظرات صاحب نظران در اين زمينه، راهکارهايي نيز ارائه مي‌گردد.

2- نگاهي به ميزان مشارکت ايران در توليد علمي جهان و روند توليد علم در دانشگاه‌هاي ايران در سال 2003 ميلادي



بر اساس اطلاعات استخراج شده از مقالات چاپ شده در مجلات نمايه در پايگاه اينترنتي ISI [5 و 6]، کشورهاي عمده توليد کننده علم و ميزان مشارکت آنها در توليد علمي جهان در سال 2003 ميلادي مشخص شدند، همچنين دانشگاه شانگهاي چين، اسامي 500 دانشگاه برتر جهان در آمريكا، اروپا، آسيا و اقيانوسيه را در سال 2003 [7] اعلام کرد. در اين فهرست اگرچه صد دانشگاه برتر آمريكا، اروپا، آسيا و اقيانوسيه به طور مجزا و با ارزيابي معيارهاي عملكرد تحقيقاتي و پژوهشي دانشگاه‌ها رتبه‌بندي شده‌اند اما دانشگاه‌هاي كشور به رغم كسب رتبه 51 در توليد علم در هيچ يك از رتبه‌بندي‌هاي دانشگاه شانگهاي، امتياز كافي را به دست نياوردند. گزارش دانشگاه شانگهاي چين نتيجه دو سال كار مداوم براي جمع‌آوري داده‌ها و اطلاعات قابل مقايسه از دانشگاه‌هاي مختلف در سراسر جهان است. در معيار‌هاي رتبه‌بندي دانشگاه‌ها، جايزه نوبل، تعداد محققان پراستناد، مقالات منتشر شده در مجلات نيچر (Nature) و ساينس (Science)، تعداد مقالات چاپ شده در مجلات معتبر ISI) ) و عملكرد تحقيقاتي هر محقق ملاك قرار گرفته شده است كه در بررسي‌ها و تحقيقات دو ساله دانشگاه شانگهاي، دانشگاه‌هاي ايران رتبه قابل توجهي را در اين معيار‌ها به دست نياوردند.



سال گذشته تنها 10 درصد [7] از محققان و اعضاي هيات علمي دانشگاه‌ها در توليد مقالات مشاركت داشتند كه اين رقم بسيار پاييني است. براساس گزارش مركز تحقيقات سياست علمي كشور، رشد توليد علمي كشور روز به روز خاصيت آماري بيشتري پيدا مي‌كند. توليد علمي رشته‌هاي پزشكي در سال گذشته چشم‌گير بوده و نسبت به سال قبل از آن 53 درصد افزايش يافته است. در پاره‌اي از رشته‌هاي علمي نيز گرچه تعداد مقالات ممكن است ارقام قابل توجهي نباشد اما نسبت به سال ???? رشد بسياري خوبي داشته اند كه به رشد 170 درصدي زمين شناسي، 310 درصدي مواد، 95 درصدي رايانه و 79 درصدي زيست‌شناسي مي‌توان اشاره كرد. اين رشد در حالي است كه كشور طي ساليان گذشته به لحاظ قرار گرفتن در شرايط انقلاب و جنگ تحميلي با يك ركود علمي مواجه شد. با چاپ حدود ? هزار مقاله ايراني در سطح بين‌المللي در سال گذشته و آخرين آمار در سه ماهه اول سال 2004، تعداد مقالات توليدي تركيه ? هزار و 600 عنوان، ايران يك هزار و 224 مقاله و مصر يك هزار و 59 عنوان اعلام شده است كه اين آمار نشان از پيشي گرفتن ايران از كشور مصر است.



توليد علمي سال ???? ايران [6] با مشاركت حدود ? هزار نفر محقق ايراني و بيش از هزار محقق خارجي همكار حاصل شده است. با آن كه تعداد محققين كشور چندين برابر اين تعداد است اما همين تعداد محقق دانشگاهي فعال براي شروع و اجراي يك سياست علمي حساب شده رقم مناسبي است. از مجموع مقالات ايران، حدود 75 درصد آن را محققين ايراني به تنهايي به ثبت رسانده‌اند و در 25 درصد باقيمانده كشورهاي آمريكا، كانادا و انگلستان، به ترتيب، بيشترين مشاركت را در توليد علم با ايران داشته‌اند. همكاري‌ پژوهش‌گران ايراني با محققين مقيم آمريكا در سال ???? نسبت به سال قبل ?? درصد رشد داشته و ميزان همكاري با محققان كشورهاي انگلستان، كانادا و استراليا در همين سال نسبت به سال ???? ميلادي به ترتيب: ?? درصد، ?? درصد و ? درصد افزايش يافته است. همكاري با ايتاليا كاهش يافته، ولي همكاري با محققان آلماني بالاترين ميزان يعني ??? درصد رشد را نشان مي‌دهد. تعداد محققين خارجي همکار در رشته‌هاي مختلف، متفاوت است. در رشته شيمي تعداد همكاران بين المللي، بسيار اندك و در رشته فيزيك اين تعداد بسيار بالا است.



براساس اطلاعات استخراج شده از پايگاه اينترنتي ISI [6] در سال ???? ميلادي ??? دانشگاه و مركز پژوهشي ايران، ???? مقاله توليد كرده‌اند كه در مقايسه با تعداد مقالات دو سال گذشته (يك هزار و 440 عنوان) از رشدي به ميزان دو برابر برخوردار بوده است. از اين تعداد مقاله رشته شيمي با در اختيار داشتن ??% از كل مقالات، مقام اول، پس از آن پزشكي با ??% مقام دوم، مهندسي با ??% و فيزيك با حدود ??% مقام‌هاي سوم و چهارم را دارا هستند. زيست شناسي با حدود ? % و مواد با حدود ?% از توليد در موقعيتي هستند كه در مقايسه با ساختار معرفتي علم در جهان، بايستي رشد چشم‌گيري را تجربه كنند. از اين تعداد مقاله، ? دانشگاه داراي بيش از ??? مقاله بوده‌اند، ? دانشگاه يا مركز بين ??? تا ??? مقاله به چاپ رسانده‌اند و ?? دانشگاه يا مركز داراي يك مقاله بوده‌اند. از بين دانشگاه‌ها و مراکز تحقيقاتي، دانشگاه تهران با داشتن ??? مقاله، 6/8 درصد كل مقالات سال ???? را به خود اختصاص داده و ?? درصد رشد نسبت به سال ???? داشته است. پس از آن، دانشگاه صنعتي شريف با 4/7 درصد و ?? درصد رشد، دانشگاه شيراز با ? درصد و ?? درصد رشد، دانشگاه تربيت مدرس با در اختيار داشتن 7/5 درصد و ?? درصد رشد و دانشگاه علوم پزشكي تهران با 6/5 درصد و ?? درصد رشد نسبت به سال 2002 در رده‌هاي بعدي قرار دارند. از ميان دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي كشور ?? واحد در سال ???? بيش از ?? مقاله اصلي داشته‌اند. تعداد مقالات اين مراكز به استثناي دانشگاه تربيت معلم و دانشگاه اروميه و شهيد بهشتي نسبت به سال ???? افزايش يافته است. رشد بيش از ??? درصد عمدتاً متعلق به مراكزي است كه داراي ?? مقاله يا كمتر بوده‌اند. بالاترين ميزان رشد، متعلق به دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي با ??? درصد و سپس به ترتيب دانشگاه سيستان و بلوچستان با ??? درصد ، دانشگاه بقيه الله الاعظم با ??? درصد، پژوهشگاه پليمر با ??? درصد، انستيتو پاستور با ??? درصد، دانشگاه شهيد باهنر با ??? درصد، دانشگاه آزاد اسلامي با ??? درصد، دانشگاه زنجان با ??? درصد، دانشگاه اراك با ??? درصد و دانشگاه علوم پزشكي مشهد با ??? درصد، مي‌باشد.



اگرچه اين روند رشد در مقالات ايراني [7] ركوردي در سطح جهاني محسوب مي‌شود و هنوز اين روند رو به افزايش تعداد مقالات با تمهيدات مسؤولان همچنان ادامه دارد اما اختلال در ارتباط كشور با پايگاه‌هاي اطلاعاتي بين‌المللي طي سال گذشته در فعاليت پژوهش‌گران و هم در استخراج داده‌هاي علم سنجي تاثير منفي داشته است.



با آن كه شيب رشد علمي كشور بسيار تند بوده است [6] بايد هنگام قضاوت درباره آن احتياط بيشتري به خرج داد. بخصوص اين كه برخي مديران کشور براساس اين شيب تند، پيش بيني كرده‌اند که ايران مي‌تواند در مدت زمان اندكي به پاي توليد علمي كشورهاي پيشرفته برسد و از نظر علمي در زمره ?? كشور جهان قرار بگيرد. از ميان كشور‌هاي تازه صنعتي شده [7] تايوان از نظر استنادي در رتبه ?? جهان قرار دارد، كره جنوبي رتبه 16، هند رتبه 19 و تركيه رتبه ?? را كسب كرده است. ايران در دوره 10 ساله اخير در رتبه 53 قرار مي‌گيرد در حالي كه كويت رتبه 48 يعني ? رتبه بالاتر از ايران را اشغال كرده است. نكته مهم اين است كه با آن كه ايران شروع همانندي با كشور‌هاي تركيه و كره‌جنوبي داشته است اما رشد آن بسيار كند‌تر از رشد اين كشور‌ها بوده است.



با توجه به توليد علمي كشور و مقايسه آن با برخي كشورهاي در حال رشد، آمار [6] نشان مي‌دهد كه دو سال قبل، از نظر رشد علمي از عربستان سعودي سبقت گرفته‌ايم و با شيب تندي به توليد علمي مصر رسيده‌ايم ولي در عين حال نه تنها از كره جنوبي بلكه از تركيه، هم عقب افتاده‌ايم. از تجربه دو کشور اخير مي‌توانيم به لحاظ تحليلي استفاده كنيم و تا حدودي در مورد آينده کوتاه مدت رشد علمي ايران قضاوت کنيم. از سوي ديگر مي‌توانيم كشورهاي تازه صنعتي شده‌اي را در نظر بگيريم كه پس از يك دوره رشد علمي اوليه به موقعيتي مي‌رسند كه زمان دو برابر شدن توليد علمي آنها به طور متوسط كمتر و كمتر مي‌شود تا آن كه پس از چند دوره دو برابر شدن، شيب تند خود را بيشتر و بيشتر از دست مي‌دهند و شيب منحني آنها به حد اشباع مي‌رسد و جهت آن تغيير مي‌كند و رشد آن، شيبي هم تراز با شيب كند كشورهاي پيشرفته پيدا مي‌كند.



با توجه به مطالب ارائه شده مي‌توان سه محور [6] را براي تحول علمي كشور در كوتاه مدت پيش‌بيني کرد. محور نخست: توليد علمي ايران در همان حدود رشد علمي مصر باقي مي‌ماند. چشم انداز فراگير شدن دانشجويان تحصيلات تكميلي و گسترش دانشگاه‌ها در سطح تحصيلات تكميلي و فعال شدن اعضاي هيأت علمي و دانشجويان در زمينه تحقيق و پژوهش، علي‌رغم فقدان سياست‌هاي علمي در سطح ملي و فقدان نظام ملي نوآوري، همه دست به دست يكديگر خواهند داد و تندي شيب رشد علمي حاضر را يا حفظ خواهند كرد و يا افزايش خواهند داد. محور دوم: توليد علمي ايران در امتداد دو منحني، يكي منحني كره جنوبي و ديگري منحني تركيه قرار مي‌گيرد. به نظر مي‌رسد كه قرار دادن در اين منحني منتفي است، زيرا در کشور سرمايه اقتصادي لازم براي به حركت درآوردن سرمايه علمي و فرهنگي لازم، هنوز نطفه‌اش بسته نشده است و با توجه به شرايط كنوني به نظر مي رسد، ايران به پاي منحني متوسط رشد برسد. محور سوم: رسيدن به آستانه رشد علمي تركيه يعني رسيدن به موقعيت آن در سال ???? است. اين موضوع و نگاه بدبينانه برآيند آن است كه چشم‌انداز كنوني كشور به هيچ وجه نشان نمي‌دهد كه بتوانيم دو برابر شدن ثانوي را در دستور كار قرار دهيم مگر آن كه از هم اكنون جهت به کارگيري ساختارهاي مناسب و بسيج سرمايه لازم، اقدامات جدي به عمل آوريم.

3- بررسي علل عقب ماندگي کشورها از نظر علمي، صنعتي و اقتصادي



بطورکلي علل عقب ماندگي کشورها از نظر علمي، صنعتي و اقتصادي را مي‌توان به چند دسته طبقه‌بندي کرد [8 و 9]:



3-1- خود باختگي: گروهي از مردم جهان در اثر تبليغات کشورهاي قدرتمند دچار باورهاي غلطي گشته‌اند که نتيجه آن چيزي جز عقب ماندگي و فقر نيست. خود باختگي در برابر کشورهاي توسعه يافته، يکي از باورهاي نادرست است. خود باختگان مي‌پندارند که از نوآوري، نبوغ و استعداد بي‌بهرهاند و هميشه بايد منتظر بمانند تا نظريه‌هاي علمي، اختراعات و اکتشافات کشورهاي توسعه يافته به سمت کشورهاي آنها سرازير شود. ناگفته پيداست اين باور با واقعيت بسيار فاصله دارد و خودباوري و تلاش بسياري از کشورهاي توسعه يافته امروزي که تا نيم قرن پيش بسيار عقب افتاده بودهاند دليل بر اين مدعاست. تا چندي پيش کم نبودند کشورهايي که بر اين باور بودند که براي دست يافتن به رشد و پيشرفتي که ژاپن بدان نايل شده است به طور قطع بايد از نژاد ژاپني بود و در سرزميني به نام ژاپن زندگي کرد، در غير اين صورت هيچ نژاد و ملتي در هيچ نقطه دنيا قادر به کسب توفيقي همانند ژاپني‌ها نخواهد بود! اما اکنون چندي است که اين پرده وهم‌انگيز ژاپن کنار رفته و طلسم رقابت ناپذيري و افسانه فوق العاده بودن ژاپني‌ها در هم شکسته است. در دهه‌هاي اخير ملت‌هاي ديگري وارد ميدان شدند و در عمل نشان دادند که با خود‌باوري، برنامه‌ريزي صحيح، ايجاد ساختار مناسب در پيکره صنايع، تلاش و تکاپوي حساب شده و واقع بينانه، به کارگيري روش‌هاي مناسب آموزشي و اجراي دست‌آوردهاي اين آموزش‌ها مي‌توان به توسعه و پيشرفتي همانند ژاپن دست يافت. همان کاري که خود ژاپني‌ها با پيشرفت‌هاي غرب صنعتي انجام دادند و آن را در هم شکستند. بي‌ترديد چنين الگوهايي براي رفع فقر از جامعه و پيشگيري از آن، مناسب مي‌باشند.



3-2- عدم برنامه‌ريزي مناسب و يا عدم اجراي برنامه‌ريزي‌‌هاي انجام شده و کمبود امکانات مالي در جهت رشد و ارتقا سطح علمي، توسعه صنعتي و اقتصادي کشور: عدم برنامه‌ريزي مناسب از سوي مديران و مسؤولان در هر کشور از جمله اساسي‌ترين عواملي است که منجر به فقر اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي مي‌گردد. در سطح کلان، کشورها بايستي با تنظيم برنامه‌هاي کوتاه مدت و بلند مدت به سامان‌دهي وضعيت اقتصادي خود بپردازند، سامان‌دهي وضعيت اقتصادي، باعث توسعه علمي و صنعتي مي‌گردد. چه بسا امروزه در بسياري از کشورها شاهد آن هستيم که با داشتن منابع غني زير زميني و موهبت‌هاي عظيم خدادادي، از فقيرترين کشورهاي جهان هستند. نگاهي گذرا به گذشته آنها عامل اصلي را عدم برنامه‌ريزي صحيح از سوي دولت‌مردان آنها نشان مي‌دهد. در برخي از کشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه نيز که با اقتصاد دولتي اداره مي‌شوند معمولا" دولت با برنامه‌ريزي‌ 5 ساله، اهداف و برنامه‌هاي خود را مشخص مي‌کند ولي به دليل ضعف عوامل اجرايي و يا عدم تخصيص بودجه و امکانات مالي مناسب به طرح‌هاي پيشنهادي، نمي‌تواند به آن اهداف برسد. در حالي که کشورهاي توسعه يافته با برنامه‌ريزي دقيق و همه جانبه، تخصيص امکانات مالي مناسب و استفاده از مغزهاي صاحب انديشه و تفکر در گوشه و کنار جهان، هر روز براي توسعه و رونق اقتصاد خود مي‌کوشند. مسلما" تلاش در جهت رونق اقتصاد باعث تربيت و رشد انديشه‌هاي متخصصان و انديشمندان و در نتيجه توليد، رشد و توسعه علوم و صنايع جديد مي‌گردد.



3-3- در انحصار نگه داشتن دانش و فن‌آوري جديد توسط کشورهاي توسعه يافته و جلوگيري از دست يافتن کشورهاي ديگر به آن: کشورهاي توسعه نيافته در طي سال‌هاي گذشته، در زمينه تحقيق و پژوهش برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري چنداني نکردهاند و اکنون کشورهاي قدرتمند به دليل خوي استعمارگرانه خود، تمام سعي خود را در جلوگيري از دست يافتن اين کشورها به علوم و فنون جديد مي‌کنند و در پي فراهم ساختن زمينه براي فرار مغزها و به يغما بردن ثروت‌هاي خدادادي اين کشورها مي‌باشند. مسلم است که در صورت عدم تلاش اين کشورها و جامعه جهاني نتيجه اين فعاليت‌ها، عقب ماندگي و فقر بيشتر اين کشورهاست. در شرايط نوين جهاني [10]، هر کشوري که سريع‌تر به يافته‌هاي بنيادين علمي دست يابد و بتواند از آن در جهت رشد فن‌آوري و توسعه علوم ديگر استفاده کند، مي‌تواند موازنه قدرت را به نفع خود تغيير دهد. به همين جهت سال‌هاست که فن‌آوري نوين از کشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه دريغ مي‌شود. امروز شاهد آن هستيم که کشور ما با غرض‌ورزي‌ دولت‌هايي روبروست که مي‌خواهند مانع دستيابي ايران به دانش و فن‌آوري صلح آميز هسته‌اي گردند. توسعه پايدار کشورمان، مستلزم رشد و توسعه علمي و فن‌آوري صلح آميز هسته‌اي است. ايران ما واجد مغزهاي توانايي [10] است که داراي روحيه علم‌گرايي، خودباوري عميق و نگرش معنوي و انساني هستند و حق دارند روابط بين پديده‌هاي علمي عالم را در قالب قوانين علمي جستجو کنند و از آن براي رشد و تکامل انسان بهره جويند. حرکت براي توسعه علمي و تنفس در فضاي علمي حق هر ملتي است و کشور ما نيز به دليل دارا بودن ذهن‌هاي خلاق و توانمند، حق خود مي‌‌داند در اين مسير براي اهداف انساني گام بردارد.



3-4- عدم توجه به ارتباط بين مراکز علمي و صنعتي در توسعه اقتصادي: فعاليت اقتصادي مناسب و مطلوب در تجارت، خريد و فروش نيست، بلکه در فعاليت‌هاي صنعتي و اطلاعاتي مي‌باشد. در ازمنه قديم داد و ستد به جاي توليد باعث رونق اقتصادي مي‌گرديد، زيرا صنعتي در کار نبود و فعاليت‌هاي اقتصادي به داد و ستد و کشاورزي محدود مي‌گرديد. از اين نظر تجار ايراني و مسلمان از جمله پرکارترين و خلاق‌ترين بازرگانان بودند و همين فعاليت‌ها باعث رشد و شکوفايي تمدن اسلامي گرديد. از زماني که انقلاب صنعتي در غرب شروع شد و کل جوامع غربي را تحت تاثير قرار داد، رشد اقتصادي از بازرگاني و تجارت به صنعت و توليد کالا منتقل شد. در اين زمان بسياري از کشورها از اين تحولات بدور بودند و به اهميت آن نيز پي نبردند. زمان به سرعت سپري شد و کشورهاي غربي در جهت شکوفايي صنعت و رونق اقتصادي خود گام‌هاي اساسي و مؤثري برداشتند و از ديگر کشورها پيشي گرفتند. اگر نگاهي به تاريخچه اختراع کامپيوتر [11] داشته باشيم، مي‌بينيم که کامپيوتر عمدتا" براي انجام محاسبات سريع رياضي که براي برنامه‌هاي تسليحاتي ضروري بود اختراع شد، يعني يک صنعت پايه‌گذار چنين دانش و فن‌آوري وسيعي گرديد که زندگي بشر امروز را دچار تحولات شگرفي کرده است و اين فن‌آوري عظيم هر روز در جهت توليد علوم جديد گام برمي‌دارد تا زندگي بشر را نسبت به گذشته ساده‌تر کند. با گسترش علم و دانش، رشد جمعيت و کاهش منابع معدني تنها زمان محدودي باقي است تا يک کشور در حال توسعه شرايط لازم را براي باقي ماندن در معادلات جهاني در عرض 50 سال آينده داشته باشد و گرنه محکوم به فناست. توليد علم و فن‌آوري نياز به نيروي تحصيل کرده و متخصص دارد. به طوري که آمار [9] نشان مي‌دهد 80 درصد نيروي انساني عالم و دانشمند در دانشگاهها متمرکزند که استفاده از اين نيرو باعث توسعه صنعتي و اقتصادي خواهد شد. توسعه صنعتي و اقتصادي نياز به پشتوانه قوي علمي دارد، بنابراين کشورهايي که در دانشگاهها در زمينه علوم و تحقيقات سرمايه‌گذاري کردهاند، فارغ التحصيلان آنها در صنعت هم، صنعت‌گران محقق و پژوهش‌گر خواهند بود که تلاش خود را براي رشد اقتصاد کشور به سمت توليد صنايع جديد، مرغوب و مشتري پسند خواهند کرد. اين حرکت خود باعث دستيابي به علوم و فن‌‌آوري‌هاي جديد مي‌گردد. اين کشورها همگام با رشد و توسعه صنعتي و اقتصادي به سمت توليد علم نيز پيش خواهند رفت.



در ايران با وجود نخبگان و عالمان بزرگ و وجود منابع و سرمايه‌هاي عظيم خدادادي، عوامل اصلي و مؤثر در رشد نامناسب علمي، صنعتي و اقتصادي را مي‌توان در عدم برنامه‌ريزي صحيح مسؤولان و يا عدم اجراي برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده توسط عوامل اجرايي، عدم تخصيص بودجه و امکانات مالي مناسب به طرح‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي و مشکل ارتباط صنعت و دانشگاه دانست. از آنجا که ارتباط بين صنعت و دانشگاه مي‌تواند گامي در جهت برنامه‌ريزي صحيح از سوي دست‌اندکاران براي توسعه صنعتي و اقتصادي گردد، لذا مشکل ارتباط صنعت و دانشگاه از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

4- مشکل ارتباط دانشگاه و صنعت در ايران



هر تحليل‌گر علم و صنعت مي‌تواند به بررسي اين مشکل از ديدگاه خود بپردازد. شايد کاستي‌هايي از جانب صنعت و يا دانشگاه موجب جدايي اين دو نقطه عطف پيشرفت، در کشور شده است، يا انحصاري بودن صنايع در دست دولت يا برخي صنايع، باعث کم رنگ شدن ارتباط دانشگاه و صنعت گرديده است و يا شايد ضعف از نظام آموزشي دانشگاههاي ماست که باعث گرديده نيروي تحصيل کرده دانشگاهي ما شناختي از نقاط ضعف و قوت، مشکلات و معضلات صنعت نداشته باشد [9]. اگر تحقيقاتي که در دانشگاه انجام مي‌گيرد در بستر صنعت عملي گردد حضور دانشگاه در صنعت پر رنگ خواهد شد و تا حدود زيادي مشکلات و معضلات صنعت نيز حل مي‌گردد. قطب‌هاي علمي کشور يعني اساتيد دانشگاه‌ها، محققان و پژوهش‌گران ايراني داخل و يا مقيم خارج از کشور با پايه‌هاي علمي و پژوهشي قوي مي‌توانند صنعت را ياري دهند و فعاليت‌هاي آن را هدفمند کنند. انتظار همگان آن است که نيروي با استعداد تحصيل کرده دانشگاه قابليت حل معضلات صنعت و در نتيجه رشد و تعالي اقتصاد کشور را داشته باشد، در حالي که در عمل چنين نيست. سؤال اصلي اين است که اشکال کار در کجاست؟ براي آگاهي از اين مسئله به طرح ديدگاههاي برخي از دست‌اندکاران و صاحب نظران صنعت و دانشگاه [ 9 و 12] پرداخته مي‌شود:



4-1- اجراي نظام آموزشي 25 سال پيش شانس اشتغال را از دانش آموختگان دانشگاه گرفته است: دکتر هادوي استاد مهندسي هسته‌اي دانشگاه شيراز، نظام آموزشي کهنه و قديمي موجود در دانشگاههاي کشور را مانع اصلي تربيت نيروي متخصص براي اشتغال در بخش صنعت امروز مي‌داند و معتقد است که اگر روي صنايع و فن‌آوري کار شود، براي تمام نيروي فارغ التحصيل دانشگاهها فرصت شغلي پيش مي‌آيد. همچنين بر اين عقيده است که نظام آموزشي دانشگاه‌هاي ما مربوط به 25 سال پيش است که در آن زمان خبري از فن‌آوري نبود. بايستي در شيوه‌هاي آموزشي ما در تمام رشته‌ها تجديد نظر صورت گيرد. اگر به اين صورت ادامه دهيم فاصله ما با فن‌آوري روز دنيا، روز به روز بيشتر مي‌شود.



اين خبر از سايت www.IRITN.com چاپ شده است.
http://www.iritn.com

آدرس لينك اين خبر:
http://www.IRITN.com/ITshow-news-11996.htm