|
نویسنده: دونکن تیمس
مترجم: کامبیز پارتازیان
منبع: باشگاه انديشه
جامعه و هويت
جامعه و هويت بخشي ازا عتقاد نامه كنشگرايي سمبوليكي ميباشد كه هويت شخصي برگرفته از روابط جنسي مؤنث/مذكر با ديگران و تصوري از ارزشيابيها ومفاهيم ديگران را شامل ميگردد.
همانگونه كه چارلز كولي (Charles Cooley) يك قرن پيش بدان اشاره نموده است:
"در طبقهاي گيرا و وسيعي از موارد، مرجع اجتماعي، شكلي از تصوري صريح از نحوه خودنماييها در ذهن ميباشد و نوعي از احساسات و عواطف نفساني است كه به واسطه نگرشي معطوف بر ذهن مشخص ميگردد.خود اجتماعي از اين نوع (از اين دسته) را بايد خود انعكاسي يا خود آئينه ناميد."
همانگونه كه صورت، هيئت و لباس امان را در آئينه مشاهده ميكنيم و به آنها توجه نشان ميدهيم، چرا كه جزئي از ما بوده و موجب خرسندي ما ميباشند، از اينرو در تصور، ذهن ديگري را به آنچه كه درخصوص ظاهر، نزاكت، اهداف، كردار، شخصيت،دوستانمان فكر مينمايد و از جهات گوناگون تحت تأثير آن قرار ميگيرد را تعبير مينماييم.خودرأيي و مواردي از اين نوع به نظر داراي سه عامل اساسي به شرح ذيل ميباشند:
تصوري از ظاهرمان نسبت به شخص ديگر؛
تصوري از قضاوت شخص از اين ظاهر؛
و نوعي از احساسات و عواطف نفساني، همانند غرور يا شرمساري.
خلق و بقاي هويت فرايند ارتباطي مستمري از مقايسات و قضاوتهاي درون فردي ميباشد كه تجربيات و رهنمونهاي فرهنگي گذشته را تداعي مينمايد.رابطه تنگاتنگي ميان هويت فردي و هويت گروهي وجود دارد.در عين حال تعامل ميان هويت گروهي و فردي، دربرگيرنده تمايزات آن دسته از افرادي ميباشد كه از آنها به متفاوت بودن تعبير ميگردد.
از نقطه نظر تاريخي اختلاف به همراه ارتباط در طول زمان و مكان در حد بالايي قرار داشته است.در تاريخ انساني، روابط روزانه با ديگران تنها به روابطي محدود گرديده كه در زمان و مكان سهيم بودهاند.
قرابت و جامعه فيزيكي،عاملهاي خلق و بقاي هويت را مشخص ساخته است.پاسخ به سؤال «شما اهل كجا هستيد؟» مبنايي را براي هويت گروهي ارائه نموده و برچسبي براي تمايز اعضائ گروه از ديگران بوده است.تكامل اشكال جديد ارتباطاتي كه ملزومات زمان و مكان را غالب ميسازد، اين حلقه را شكافته و مبناي جديدي را براي هويت و جامعه ارائه مينمايد. رابطه ميان هويت و جامعه درتعريف و تبيين ارتباطات به عنوان شبكههاي ارتباطات درون فردي كه معاشرت، حمايت و اطلاعات را ارائه مينمايد، محفوظ گرديده است.( Wellman ول من 2001)
در نيمه قرن بيستم آشكار بود كه توسعه تكنولوژي ارتباطات، مفهوم مهجور هويت را به عنوان مكاني كه بطور فيزيكي محدود گرديده، ارائه نموده و به واسطه نوعي از روابطي مشخص گرديده كه دانشمندان اجتماعي معاصر از آن به عنوان گروههاي اوليه و اصلي قلمداد مينمايند.مساله “urban mosaic" كه ورث) (Wirth در سال1938 با آن مواجه گرديده و ديگر بوم شناسان انساني شيكاگو با نظامي جايگزين گرديده است كه بيشتر مرهون مكان اجتماعي ميباشد تا جغرافياي فيزيكي.كستلز) (Castells درسالهاي 2001 - 1996، شيوهاي را طرح ريزي مينمايد مبتني بر اينكه جامعهاي مبتني بر ارتباطات محلي و ديگر گروههاي بسته با مجموعههاي جديدي از ساختارهاي اجتماعي به گونهايي جايگزين گردد كه به عنوان مشكلي از شبكه اجتماعي قابل توصيف و تشخيص باشد.ول من) (Wellman به عنوان پيشگام شيوهايي براي جامعه مبتني بر شبكههاي تجزيه و تحليلي روابط در جامعه غربي در اوايل قرن بيست و يكم به نكته ذيل اشاره مينمايد:
"ارتباطات پراكنده، از روندي همراه با پراكندگي و نقص برخوردار ميباشند.اغلب مردم به واسطه ارتباطات چندگانه و ارتباطاتي كه به صورت پراكنده و جزيي صورت ميپذيرد، به گونهاي عمل مي نمايند كه گويي با شبكههايی از خويشان، همسايگان،دوستان،همكاران و روابط سازماني سروكار دارند (مواجه ميباشند).علاوه بر همگام شدن با همان گروه بعنوان اشخاصي كه در اطراف آنها ميباشند،هر شخصي از جامعه شخصي مربوط به خود برخوردار ميباشد"ول من ( Wellman 2001). پيامد يك چنين شيوهايي اين ميباشد كه هرشخصي همچنين ممكنست هويتهاي چندگانهايي را محفوظ دارد.
روابط آن لاين (On line)
توسعه اينترنت به طور فزايندهاي امكان ايجاد و حفظ روابط چندگانه را افزايش داده است، برخي از اين نوع روابط ممكن است تنها درفضاي مجازي وجود داشته باشد.رشد ارتباطات به واسطه كامپيوتر ازتوسعه و بسط آنچه كه آنتوني گيدنز از آن به عنوان جامعهايي انعكاسي و فردگرايانه ياد مينمايد، حمايت و همراهي مينمايد.براي آنهايي كه متصل به فضاي مجازي ميباشند، ارتباطات بواسطه كامپيوتر، فرصتي را به منظور جستجوي اطلاعات، حمايت و تأييد هويت را صرفنظر از ملزومات زمان و جغرافيا ارائه مينمايد.بسياري از اطلاعات جستجو شده هر چند كه ممكنست سطحي و ناچيز باشند، منوط به زمان و هزينه سفر بوده، اما بسياري ديگر از اشكال و گونههاي اطلاعات ممكنست به مسائل مرگ و زندگي مربوط گردد.ظاهراً مرور اينترنت به منظور جستجوي اطلاعات پزشكي دومين و رايج ترين شكل جستجوي اطلاعات ميباشد (پس ازجستجو براي كسب اطلاعات در خصوص نقاشي يا نوشته خارج از اخلاق دربارة مسائل جنسي و ديگر فعاليتهاي مربوط به سكس).بيماراني كه از بيماريهاي حاد پزشكي رنج ميبرند (يا ناراحتيهاي عمومي)ميتوانند درمان و تشخيصي را كه پزشك معالجشان به آنها ارائه نموده بررسي نمايند،به دنبال درمانهاي جايگزين بوده وياازحمايت وپشتيباني بيماران ديگري كه تجاربشان رابواسطه الحاق به گروه حامي آن لاين(Online) درميان ميگذارند، بهرهمند گردند.
توانايي كاربران در راستاي پنهان سازي جنبه هاي شخصيتي خود در ارتباطات اينترنتي، شرايط نگران كننده يا بسيار دشواري را ايجاد مي نمايد.همانگونه كه كارتون New Yorker بدان اشاره مينمايد:
"در وب، هيچكس نميداند كه شما يك سگ هستيد". همچنين، هيچكس نميداند كه شما عضوي از يك گروه نژادي، نابينا، معلول، جواني بدنام – يا داراي هرگونه خصوصيات نامناسب اخلاقي ميباشيد. ريد)2000:35 (Reid خاطر نشان مي سازد كه:
"آزادي براي اوضاع و شرايط نامشخص يا خلق دوبارة اوضاع بر روی شبکه اینترنت منتج به تشريح و تبيين اوضاع چندگانه حيات انساني ميگردد.تحقيق در خصوص جوامع مجازي كه با نقابهاي زمان و نژاد و با جنسيت و طبقه سرشار گرديده، تقريباً هر نوع جنبهايي از هويت را به ارمغان ميآورد".
اهميت منفك از ارتباط متقابل آن لاين، بويژه اگر بواسطه پهناي باند نسبتاً كم كانالهاي ارتباطي همانند ايميل يا اشكال ديگر مبتني بر متن، اجرا گرديده باشد،بحث جامعي ازحوزه فريبكاري آگاهانه يا اتفاقي را به ارمغان ميآورد.
در ارتباط آن لاين(Online) شخص هرگونه اسم يا عنواني را به خود اختصاص ميدهد كه خوشايند ديگران ميباشد و ميتواند در راستاي حفظ هويتهاي مختلف بسياري كوشش نمايد.
آزادي اينترنت باعث ميشود تا مردم مقوله معرفي خود را به شيوه هاي مطلوب تجربه نمايند، اما با وجود اين آزادي، خطرات متفاوتي مردم را تهديد مينمايد.ريد)2000:35 (Reid "از فرافكني خود در محيط مجازي به عنوان آزادي خود از قيد و بندهاي واقعي ـ به عنوان ارائه فرصت در راستاي توصيف و معرفي چيزي كه معروف و پذيرفتني ميباشد، ياد نموده است. با اين وجود، وي معتقد است كه اين داستانها هميشه پايان خوبي را به همراه ندارد".
يك عده از خطرات تعيين و مشخص گرديده است.توانايي مجريان براي كنترل اوضاع خودشان در راستاي در دسترس بودن در اينترنت به هيچ وجه مطلق نميباشد، اما فرصتهايي را در راستاي تعمق درخصوص فريب يا تعبير غلط اتفاقي ارائه مينمايد.تعيين و تثبيت هويت ارتباط آن لاين(Online) مشكل ميباشد.هاراسيم Harasim) ، 1991). برخي از مردم ممكنست، بخشي از اطلاعات شخصي خود را تغيير دهند (بعنوان مثال، رنگ مو، سن، وزن، درآمد)، برخي ديگر نيز ممكن است هويت خود را به كلي تغيير دهند.
به معناي ديگر اتخاذ «هويتهاي مجازي» كاملاً باهويت در روابط رو در روي روزانه متفاوت ميباشد. دوناث (Donath 1995) به اين موضوع اشاره مينمايد كه "در مقايسه با جهان فيزيكي،گذر بعنوان شخص ديگري در آن لاين (Online) تا هنگامي كه نشانههاي هويت وجود دارد،نسبتاً آسان است". تغيير جنسيت به ويژه در اتاقهاي گفتمان(Chat Rooms) و بازيهاي آن لاين تجربهايي عمومي ميباشد.براي مثال ويلي، برين، و برن استينBornstein)، 1994؛ Brien ‘O’،1998؛Wiley، 1995( تطابق مشابهتي را در شبكهايي از هويت جنسي جايگزين بررسي نمودند (بطور كلي،انعكاس يا بازتابي ازعدم موازنه جنسي در كاربرد اينترنت كه مردان از خود به عنوان زنان ياد مينمايند).
تركل(Turkle 1995) پيشنهادي را ارائه مينمايد مبني بر اين كه براي يك مرد معرفي خود به عنوان يك زن در آن لاين نسبتاً آسان ميباشد.به منظور معرفي يك مرد در خارج خط به عنوان يك زن، مرد مجبور است تا قسمتهاي مختلفي از بدن خود را اصلاح نمايد، صورت خود را آرايش و حتي كلاه گيس برسر كند، لباس زنانه و كفشهاي پاشنه بلند بپوشد، صدا، طرز راه رفتن، اطوار و اخلاق شخصياش را تغيير دهد.اما در آن لاين مسئله تغيير علائم زنانه، ممكن است مسئلهايي ساده به نظر آيد ـ اگرچه ممكن است حفظ هويت جنسي زنانه يا مردانه به دروغ در مدت زماني طولاني مشكل باشد. اشكال و گونههاي مختلفي از تجربه و آزمايش ممكن است شخصي را در برگيرد كه سن خود را متفاوت يا خود را متعلق به گروه نژادي مختلف به دور از حقيقت واقعي نشان دهد.انگيزه براي يك چنين فريبكاري، توالي از كنجكاوي غيرمغرضانه تا دلايل شرارت بار و شيطاني را دربرميگيرد، با اين وجود موفقيتهايي كه با وجود يك چنين هويتهاي جديدي ميتواند حفظ گردد، ممكن است ناشي از احياي گفتارها يا كردارهاي قالبي در راستاي توانايي ايفاي نقش مقلدان باشد. با اين وجود ميزان موفقيت چنين فريبكاري به آمادگي ديگر هنرپيشگان براي پذيرش آن و يا نشان دادن واكنشي به هويت پيشنهادي بستگي دارد.
حتي هنگاميكه كوشش آگاهانه و عمدي در راستاي گمراه نمودن وجود ندارد، معدود نشانههاي متني به طورعمومي در آن لاين قابل دسترس ميباشد كه فرصتهايي را براي دريافت كنندگان پيغامها در راستاي خواندن هرچه بيشتر يا كمتر از آنچه تمايل به آن را داشتهاند، ارائه مينمايد.
البته، تأثير فريب و كشف اين مقوله كه شخص گمراه شده است، مطابق با تأثير كنشهاي پيچيده و بغرنج و مطابق با دامنه روابطي كه با برتري و رجحان احساسي آراسته شده است، متفاوت خواهد بود. براي مثال به يكي از نمونههاي حادي كه در آن تجربيات مشاركت كنندگان در JennyMUSH -جامعهايي مجازي كه در راستاي حمايت از قربانيان سوءاستفاده جنسي طراحي شده است- اشاره مينماييم. ريد Reid) ، 1996).
در روزهاي نخستين، JennyMUSH محيط امني را براي مردمي كه تجربيات و ثبات احساسي را با هم تقسيم ميكردند، به نظر ميآمد.نقطه ضعف جامعه فوق به واسطه فعاليتهاي افراد ناشناسي كه جنسيت صورياشان از زن به مرد تغيير يافته، هويت خود را به عنوان پدر قلمداد نموده و سپس به عمل تجاوز به عنف مجازي مبادرت مينمودند و با ارسال پيغامهاي گرافيكي به طرف مقابل خود تجاوز جنسي خشونت آميز را به تصوير ميكشند، نمايان گرديد.
فعاليت و ارتباط ميان افراد پس از گذشته يك ساعت و نيم از زماني كه يكي از مديران از آنچه كه اتفاق افتاده بود آگاه شد، متوقف گرديد با اين وجود اذيت و آزار به عمل آمده تأثير بلند مدتي را به همراه داشته و جامعه از هم فرو پاشيده بود.در مكاني كه احساس امنيت و مالكيت حاكم شده باشد در آن مكان بدگماني و نگراني وجود خواهد داشت. داستاني مشابه به داستان فوق الذكر توسط ديبل Dibble (1999) كه در آن تجزيه و تحليل وي در مورد آقاي بانگل (Bungle) نمونهايي از تجاوز مجازي خصوصي در لامبادا مو (LambdaMoo) گزارش شده است.
مثال حال حاضر داستان "جووان" مرد روانپزشكي ميباشد كه به عنوان زني معلول خود را جا زده و واردسايت گروه حامي زنان معلول گرديده، افراد داخل سايت را به انجام عمل جنسي مجازي - همجنس بازي زنانه- اغوا نموده و سپس تظاهر به مرگاشان مينمود.(ون گلدر(Van Gelder)
|