|
| شنبه,23 بهمن 1383 (تعداد دفعات خوانده شده:6084) |
|
نويسنده: دکتر شهيندخت خوارزمي
منبع:سايت جامعه اطلاعاتي
صلح و امنيت
دادگاه جنايي بين المللي كه در آوريل 2002 ششمين كشور آن را تصويب كرد، ساختاري است دائمي براي مبارزه با جرائم عليه بشريت.
دهه 1990 شاهد سقوط فاحش شمار مرگ و مير ناشي از درگيري هاي بين كشوري بود. و فقط 220 هزار نفر در اثر تعارض هاي ميان كشورها جان خود را از دست دادند. در دهه 1980 اين رقم سه برابر بوده است.
ولي در كشتارهاي دسته جمعي در اروپا و افريقا، در سال هاي 1992-1995، در بوسني 200 هزار نفر و در رواندا 500 هزار نفر جان خود را از دست داده اند. اين امر نشانه اوج گرفتن تعارضات درون كشوري است. در دهه 1990، حدود 6/3 ميليون نفر در جنگ هاي داخلي كشته شده اند.
جهان، با حادثه 11 سپتامبر شاهد ظهور اشكال جديد تروريسم بوده است.
در دهه 1990 شمار پناهندگاني كه به دليل درگيري ها از خانه خود رانده شده اند تا 50 درصد بالا رفته است.
نيمي از تمام كشته شدگان جنگ هاي داخلي كودكان اند. شمار كودكان سرباز در جهان 300 هزار نفر برآورد مي شود.
تحت فشار 1400 گروه و انجمن و تشكل مدني در 90 كشور، 123 كشور عهدنامه منع مين گذاري را در سال 1997 امضا كرده اند ولي كشورهاي بزرگي چون چين و روسيه و ايالات متحد هنوز اين عهد نامه را امضا نكرده اند.
90 كشور هنوز ميدان هاي مين دارند كه پر است از مين و مهمات منفجر نشده. قربانيان مين، سالانه به 15 تا 20 هزار نفر مي رسند.
سازمان UNDP به طور كلي در برنامه هاي خود بر محورهاي زير تاكيد دارد:
حكومت دموكراتيك و ايجاد ساختارها و فرايندهاي دموكراتيك با اين فرض كه كاهش فقر بستگي دارد به اين كه مردم فقير چقدر از قدرت سياسي برخوردار باشند تا بتوانند براي پيشرفت اقتصادي خود فرصت هايي فراهم آورند. دموكراسي نظام حكومت و حاكميتي است كه مي تواند از بروز تعارض جلوگيري كرده و كيفيت زندگي پايدار را تضمين كند. با افزايش و گسترش حق انتخاب مردم درباره اين كه چگونه و توسط چه كساني حكومت شوند، دموكراسي، فرايند توسعه انساني و اصول مشاركت و پاسخگويي را به همراه مي آورد.
فقرزدايي
پيش گيري و حل تعارض و مقابله با بحران (خشونت و مصائب طبيعي) جهت حفظ دستاوردهاي توسعه
انرژي و محيط زيست
ICT (تكنولوژي هاي ارتباطات و اطلاعات) به عنوان ابزاري توانمند
- براي مشاركت در بازارهاي جهاني
- بهبود پاسخگويي سياسي
- بهبود ارائه خدمات اساسي
- گسترش فرصت هاي توسعه محلي
مبارزه با ايدز
به هر حال HDI تصويري متفاوت با GPI و FISH ارائه مي دهد. طبق آمار سال 2000، كانادا، امريكا، نروژ، استراليا و ايسلند بالاترين رتبه را داشته اند.
در سال 2001، ده كشور نخست در شاخص كيفيت زندگي UNDP، به ترتيب نروژ، سوئد، كانادا، بلژيك، امريكا، ايسلند، هلند، ژاپن و فنلاند بوده اند و سويس در رتبه يازدهم قرار مي گيرد. فرانسه، انگلستان، اتريش و لوكزامبورك رتبه هاي بعدي را دارند.
CNN در ارزيابي كه در سال 2002 انجام داده است، بهترين كشورهاي جهان را براي زندگي به ترتيب نروژ، سوئد و كانادا اعلام كرده است.
HDI و اصولاً UNDP، توسعه را مترادف با كيفيت زندگي تلقي مي كنند و بر اين اعتقاد ند كه هرگاه شرايط زندگي مردم و جوامع در ابعاد مورد بحث بهبود يابد، كيفيت زندگي حاصل خواهد شد.
به هر حال چهار شاخص GDP، GPI، FISH و HDI هر يك تصويري خاص زندگي از كيفيت زندگي در كشورها و جهان ارائه مي دهند. زيرا، هر يك درباره اين كه كيفيت زندگي از چه عواملي تركيب يافته، مفروضات متفاوتي دارند. تا 30 سال قبل جرم و جنايت، مرگ و مير نوزادان، استفاده از مواد مخدر و الكل همبستگي بالايي با GNP و GDP داشت. ولي با رشد GDP آمار اين آسيب ها پايين آمد. ولي امروزه ديگر چنين نيست. در اقتصاد ديجيتال و در شرايط نوين جهاني، بسياري از آسيب هاي اجتماعي معلول تعامل پيچيده تركيبي از متغيرها و شرايط است و نه صرفاً معلول وضعيتي كه GNP يا GDP معرف آن است.
سوال اساسي اين است: آيا رفاه مادي و ثروت عنصر اصلي كيفيت زندگي را تشكيل مي دهند؟ اگر چنين است، پس كيفيت محيط زيست، احساس امنيت، ثبات اجتماعي، آزادي و رهايي از سركوب و اختناق و استبداد و خشونت چه مي شود؟ از آن مهم تر، آيا كيفيت زندگي احساسي است شخصي كه از ارزش هاي فردي نشات مي گيرد و يا معلول شرايط عيني است يعني وضعيت اقتصادي- اجتماعي- سياسي- فرهنگي جامعه اي كه فرد در آن به سر مي برد؟ و يا هردو؟ اين درست است كه فرد بايد از امكانات مناسبي براي زندگي برخوردار باشد، امكاناتي كه ضمن تامين نيازهاي مادي او، شرايط لازم را براي ارضاي نيازهاي متعالي نيز هموار سازد. ولي مسئله پيچيده تر از آن است كه تصور مي شود. مركز مطالعات كيفيت زندگي در امريكا از مدل ها و تكنيك هايي استفاده مي كند كه ادعا مي شود هم وجه عيني و هم وجه ذهني كيفيت زندگي را مي سنجد و بر تعريفي از زندگي مبتني است كه هم سطح و هم عمق زندگي را در بر دارد به اين معنا كه ضمن توجه به وضعيت فرد از نظر ثروت مادي و پايگاه اجتماعي و سلامتي، معنايي كه اين شرايط براي فرد دارد و احساس خوب و رضايت از زندگي را نيز در بر مي گيرد. اين مركز با استفاده از اين مدل ها پروژه هاي متعددي را با نظرخواهي از گروه هاي مختلف مردم اجرا كرده است كه حاصل آن بصيرت هاي مهمي است درباره چگونگي تعامل كيفيت زندگي با جنبه هايي از زندگي چون بيماري، الگوي زندگي و روابط شخصي و وضعيت مالي. نمونه اي از اين يافته ها به اين شرح است:
در ارتباط با كيفيت زندگي ، مهم نيست كه از نظر عيني فرد چه شرايطي داشته باشد (جنسيت، قد ، تحصيلات ، شغل ، …) كيفيت زندگي او به مقدار زياد بستگي دارد به اين كه چه احساسي درباره خودش دارد .
ميزان درآمد سالانه، همبستگي چنداني با كيفيت زندگي فرد ندارد. كساني كه تصور مي كنند وضعيت مالي بدي دارند ، مهم نيست كه درآمدشان چقدر بالا باشد ، از كيفيت زندگي پايين تري برخوردارند.
نوع شغل فرد رابطه مستقيمي با كيفيت زندگي او ندارد. مسئله اساسي اين است كه فرد از كارش راضي باشد و با همكاران خود رابطه خوبي داشته باشد.
در رابطه با سلامتي ، كيفيت زندگي اغلب با اين تشخيص كه فرد بيمار است ، آسيب مي بيند، ولي بيشتر به اين دليل كه بيماري مشكلات و دردسرهايي براي فرد مي آفريند و روال عادي زندگي را بر هم مي زند و اين نشان مي دهد كه هدف خدمات مدرن پزشكي آن نيست كه كيفيت زندگي بيماران را بهبود بخشد و يا بهينه سازد.
كيفيت زندگي تقريبا" هيچ ارتباطي با مصرف الكل و سيگار و عادات غذاخوردن و ورزش ندارد.
اين بصيرت ها كه به نظر ساده و عاميانه مي رسند ، اگر بپذيريم كه بر يافته هاي پژوهشي استوارند ، ما را به اين پرسش مي رسانند كه كدام شاخص واقعا" كيفيت زندگي را اين گونه ميسنجد؟ مولفه هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي اهميت بسيار دارند ولي تفاوت هاي فردي چه مي شود و ادراك فرد از واقعيت هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي چگونه وارد اين محاسبات مي شود؟ بايد مطمئن شد كه شاخص هاي موجود اين واقعيت را در نظر بگيرد كه هر فردي خود بگويد كيفيت زندگي براي او چيست و درباره زندگي خود چه احساسي دارد. باتوجه به اين فرض كه كيفيت زندگي ريشه در ارزش ها دارد و ارزش هاي از فرهنگي به فرهنگ ديگر فرق مي كند ، تفاوت هاي ميان فرهنگي بر پيچيدگي موضوع مي افزايد و ضرورت پرهيز از مدل هاي عمومي و جهاني را مطرح مي سازد. به هرحال در بحث كيفيت زندگي نمي توان از ذهنيت گرايي اجتناب كرد. شاخص هايي كه صرفا" بر عينيت و ابعاد عيني و داده هاي سخت (hard data) تاكيد دارند و مولفه هاي عيني را كانون توجه قرار مي دهند ، براي احساس شخص و برداشت فردي و تفاوت هاي ارزشي و فرهنگي جايي قائل نميشوند. (Li , Young , Wei , Zhang, 1998 )
در يك گروه فرهنگي نيز افراد باورها و ارزش ها و فلسفه ها و هدف ها و نيازهاي متفاوتي دارند. چه بســــا در يك محله فقيـــرنشين آفريقـــا ، مردم خوشبخت تر از مردمـــان يك محـــله ثروتمنـــد و مرفه اروپا و آمريكا باشند. بسيــاري از صاحب نظران به اين نكته مهم اشاره دارنــد (ازجمله Li et al, 1998 Myers , 1992 , Baumeister , 1991 , ) و مي گويند شكي نيست كه انسان در آرزوي خوشبختي و احساس رضايت دروني است. هرگاه ميان خوشبختي و بسياري چيزهاي ديگري كه برايمان مهم است ، مانند سلامتي ، درآمد بالا ، احترام اجتماعي مجبور به انتخاب شويم ، چه بسا بسياري از ما خوشبختي را برگزينيم. در واقع جستجوي خوشبختي و رهاشدن از رنج و بدبختي انگيزه بسياري از رفتارهاي ماست (Csikszentmihalyi , 1990) ولي خوشبختي چيست ؟
مطالعات اخير نشان مي دهد كه خوشبختي امري است بسيار ذهني و به رغم كوشش بسيار زياد مردمان اين زمانه براي دستيابي به شرايط بيروني (ثروت ، مقام ، رفاه …) الزاما" به اين شرايط بستگي ندارد (Myers , 1992 , p27). خوشبختي نه چندان به شرايط عيني ، بلكه به نوع پاسخ و واكنش فردي ما در برابر اين شرايط بستگي دارد. مثال هاي زيادي داريم از افرادي كه در مصيبت گفته اند كه زندگي آنان با بروز اين مصيبت ناگهان تغيير كرده و به بصيرت مفيدي دست يافته اند كه زندگي آنان را در جهت مثبت متحول ساخته است ، و يا افراد زيادي را مي شناسيم كه در اوج رفاه و آسايش و راحتي اغلب دچار افسردگي و احساس بدبختي بوده اند.
البته مطالعات همچنين نشان مي دهد كه در كشورهاي ثروتمند افراد اغلب بيش از كشورهاي فقير گفته اند كه احساس راحتي و رضايت دارند ولي همبستگي ميان سطح زندگي و احساس خوب نسبت به زندگي ضعيف بوده و در نقطه أي كه نقطه ثبات نسبي است ، اين احساس افت مي كند. به بياني ديگر به نظر نمي رسد كه احساس خوشبختي با پيشرفت هاي بيشتر در حوزه ثروت ، بالا رود (Fukoyama 1997 , Myers 1992) .
Myers مي گويد، اين پديده بيشتر معلول تاريخ حكومت با ثبات دموكراتيك باشد تا خود ثروت . پس معيارهاي عيني نيكبودي اجتماعي در واقع تا نقطه أي مي توانند شاخص مناسبي براي سنجش خوشبختي باشند و آن نقطه جايي است كه از آستانه معيني از سطح رفاه ، آسايش و امنيت گذشته باشد.
بدين ترتيب درباره شاخص ها مي توان چنين جمع بندي كرد كه همه نشانه ها و مولفه هاي اجتماعي ارزش محورند و هيچ شاخصي نمي تواند تمام عناصر مهم و به هم مرتبطي را كه كيفيت زندگي حتي در محلهاي كوچك را رقم مي زند در برگيرد چه رسد به جامعه جهاني پرتحول درحال تكوين امروزين. حتي اگر ابزاري كامل و جامع براي سنجش كيفيت زندگي وجود مي داشت و تمام متغيرها و مولفه ها را در بر مي گرفت ، نمي توانست تضميني باشد براي تقويت احساس خوشبختي مردم و يا احساس كيفيت زندگي .
همچنین مي توان گفت كه اين شاخص ها شايد نتوانند معيار خوبي ارائه دهند براي اين كه ببينيم تا چه حد افراد احساس ميكنند كيفيت زندگي شان بهبود يافته و يا احساس خوشبختي دارند. در جهاني كه هنوز 300 ميليون نفر در فقر شديد به سر مي برند ، شايد بتوان اين شاخص ها را در جايي ديگر به كار گرفت. به قول Walton شايد بهتر باشد از آن هابه عنوان guage نظام اجتماعي استفاده كنيم ، درست مانند guage كابين خلبان . يعني آن ها را ابزاري تلقي كنيم براي سنجش مستمر عملكرد نظام اجتماعي در ابعادي كه برايمان مهم است. آن هم در شرايطي كه در بسياري از جوامع نظام حكومت و پاره نظامهاي آن در برابر مردم پاسخگو نيستند و يا آن گونه كه در مورد كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران مي توان گفت افزون بر عدم پاسخگويي ، سازمان ها و نهادها و اصولا" نظام اجرايي توسط افرادي اداره مي شوند كه نه از شايستگي هاي حرفهاي لازم برخوردارند و نه عزم و تعهد ملي دارند براي بهبود كيفيت زندگي مردم ، شايد استفاده از اين شاخص ها بتواند كمك كند كه مسئولان اجرايي ضعف ها و كاستي ها را شناسايي كنند و مردم نيز نسبت به اين مباحث حساس شوند و از نيرويي كه دست كم در نهادهاي مدني به وجود آمده، براي فشار بر سيستم درجهت پاسخگوشدن در برابر تحقق حداقل شرايطي كه كيفيت زندگي مردم را بهبود مي بخشد ، استفاده كنند و البته اين شاخص ها در سطح ملي مي تواند راهگشاي سياست گذاري و برنامه ريزي توسعه ملي شود ولي از آن مهم تر در سطح محلي است كه به ويژه در برنامه ريزي توسعه شهري نقش مهمي خواهد داشت.
اين بخش را با ذكر دو نكته ديگر جمع می كنيم :
شاخص ها بايد متناسب با ويژگي هاي ملي و محلي و محلهاي تنظيم شوند تا براي شهروند معمولي معنا دار گردند و منشا عملي شوند كه براي بهبود وضع موجود ، از عهده اش بر مي آيد اين گونه مشاركت فعال جلب مي شود براي مثال ، هرچند نرخ جنايت و يا عدم امنيت در سطح ملي مهم و جالب است ولي شهروند معمولي براي كاهش آن كاري نمي تواند بكند ولي اگر نرخ جنايت و يا نا امني در محله و يا در شهر مطرح شود ، مي تواند به اقدام موثر شهروندان آن شهر و محله منجر گردد.
مولفه ها همگام با تغيير شرايط تغيير مي كنند.
اينترنت ابزاري بسيار مفيد است براي جمع آوري اطلاعات و انتشار يافته ها و استفاده از نتايج ارزيابي هاي موجود براي آگاه سازي مردم و تبديل آن به گفتمان موثري جهت راه اندازي جريان مشاركت جويانه تحول اجتماعي.
حال بد نيست به چند تجربه مهم جهان در زمينه استفاده از اين شاخص ها نگاهي بيفكنيم.
تجربه جهاني در زمينه شاخص كيفيت زندگي
در اين بخش سعي مي شود ، تجربه هايي معرفي شوند كه به گونه أي از شاخص كيفيت زندگي در عمل استفاده كرده اند. هريك از اين تجربه ها معرف كاربرد خاصي است كه درس هايي براي ايران دارد.
الف - شاخص كيفيت زندگي Q1998 : گراند تراورس (Grand Traverse) در آمريكا
در سال 1999، برروي 1888 نفر از افراد 18 سال به بالا در پنج county در ناحيه گراند تراورس مطالعه اي انجام شد ، تحت عنوان سلامت اقتصادي (Economic Health) كه مولفه هايي چون اشتغال ، دستمزد ، مسكن مناسب و ويژگي هاي محيط اجتماعي مانند حمايت از خانواده، كودكان ، فقرا و كهنسالان و زيرساخت حمل و نقل را در بر دارد. اين شاخص و مولفه هاي آن بازتابي بود از دغدغه هاي گسترده اجتماعي مردم اين ناحيه درباره مباحثي چون برابري فرصت ، زندگي خانوادگي و خدمات انساني.
از افراد نمونه كه سعي شد نمونهاي معرف هر county باشد ، تلفني سوال مي شد كه در مورد هر مولفه، جامعه محلي خود را توصيف كرده و ويژگي هاي آن را رتبه بندي كنند. مقامات محلي از نتايج اين نظر خواهي براي برنامه ريزي استفاده گسترده كرده اند.
اين شاخص كيفيت زندگي ، مولفه هاي زير را در بر دارد :
1- امنيت عمومي : برداشت مردم درباره امنيت فردي و نرخ جرم و جنايت در محل و آمار و تصادفات رانندگي .
- نرخ انواع جنايت / جمعيت- تعداد ماموران انتظامي / جمعيت- خشونت محلي (مقايسه سالانه)
- تصادفات رانندگي / مرگ و مير ناشي از مواد مخدر / الكل- تخلفات رانندگي- جراحت هاي ناشي از رانندگي و خسارت خودرو- مرگ و مير ناشي از snowmobile .2- محيط زيست طبيعي: اكوسيستم هاي محلي ، كيفيت آب و هوا ، بازيافت ، زمين هاي زراعي ، فضاهاي عمومي ، تالاب ها
- سطح اوزن روزانه - بازيافت زباله هاي جامد و توليد زباله هاي جامد- تانك سپتيك جديد / اجازه حفر چاه در مقايسه با مجوز ساختمان جديد- سطح زيركشت- فضاهاي عمومي- سطح اكسيژن dissolved و محاسبه fecal coliform
- سايت هاي جمع آوري زباله زيان آور برحسب نوع- بررسي قورباغه DNR و Toad و مقايسه سالانه
- شمار پرنده هاي Audubonchristmas - ظرفيت سيستم فاضلاب
3- حمل و نقل و زيرساخت : انواع وسايل رفت و آمد عمومي در محل ، تحرك ساكنان و وضعيت زيرساخت حمل و نقل .
- اهميت حمل و نقل- حمل و نقل عمومي (اتوبوس)
- عملكرد فرودگاه محلي 4- بهداشت : مناسب بودن خدمات و وضعيت سلامتي ساكنان در مقايسه با سيستم هاي محلي خدمات درماني و مراقبت هاي پزشكي .- تعداد نوزادان متولد شده با وزن كم- مرگ و مير ناشي از سرطان و بيماري قلبي- موارد ايدز- نسبت پزشك به جمعيت- ميزان استفاده از واكسن در مهدكودك ها- بهداشت رواني ، ميزان خودكشي- تعداد روان پزشك5- دولت و نظام سياسي : بررسي نظر مردم درباره اثربخشي عملكرد حكومت محلي و مشاركت شهروندان در اداره امور عمومي .- حكومت محلي- اهميت خدمات حكومت محلي- راي دهندگان ثبت شده
- راهي دهندگان فعال- تفكيك جنسيتي مقامات انتخاب شده محلي6- هنجارهاي اخلاقي و مدني : مدنيت و حساسيت و دلسوزي مردم نسبت به اهالي محل .- رتبه بندي و مقايسه سالانه مدنيت (تشكل هاي مدني)
- اهميت مدنيت- ميزان پيش آهنگي و امور خيريه- خدمات و تشكل هاي داوطلب منطقه أي.- اعضاي مذاهب سازمان يافته و داراي تشكل- دعاوي قضايي مدني- ميانجي گري - نرخ سرقت از مغازه ها - جرم و جنايت و بزهكاري جوانان
7- آموزش و پرورش : سيستم هاي آموزش عمومي در محل از كودكستان تا دانشگاه - اهميت و رتبه بندي و مقايسه سالانه- نرخ فارغ التحصيلي از دبيرستان- درصد ديپلمه هاي داوطلب در كالج ، برنامه هاي آموزشي و نظامي
- ميزان اخراجي دبيرستان- نمرات MEAP- برنامه مشاركت مدرسه - كار (برنامه آماده سازي شغلي در شمال غرب ميشيگان)- تعداد دانشجويان- مربيان داراي فوق ليسانس و بالاتر- تعداد كامپيوتر موجود در مدارس
8- اقتصاد : وضعيت اقتصادي فرد و سلامت اقتصادي جامعه محلي- رتبه بندي سلامت اقتصادي و مقايسه سالانه
- اهميت سلامت اقتصادي- خالص شاغلان و بيكاران- ميزان اشتغال در هر يك از بخش هاي اقتصادي
- كسب و كارها برحسب اندازه- فروش هاي خرده فروشي- درآمد داراي قدرت خريد موثر- متوسط دستمزد هفتگي
- اجاره محل در نمايشگاه هاي محلي- هزينه مراقبت از بچه- ارزش گذاري بر ملك مشمول ماليات- مجوزهاي ساخت
9- فرهنگ و تفريحات : امكانات موجود و استقبال از رويدادهاي ورزشي و سرگرمي ، هنرهاي تجسمي و نمايش ها و تفريحات عمومي و فعاليت هاي فراغت
- رتبه بندي و مقايسه سالانه- اهميت فرصت فرهنگي- سرانه كتاب و منابع موجود در كتابخانه هاي ناحيه- شركت در موزه هاي محلي و كنسرت هاي سمفوني تراورس- مشاركت مردم در برنامه هاي هنري- حمايت محلي از راديو و تلويزيون عمومي و تسهيلات اصلي فرهنگي
- رتبه بندي فرصت تفريحي- مساحت پارك هاي خصوصي و عمومي- سايت هاي ثبت شده water craft و دسترسي عمومي به سايت هاي قايقراني .- snowmobile هاي ثبت شده
10 - محيط اجتماعي : دغدغه هاي اصلي برابري فرصت ، زندگي خانوادگي و خدمات انساني .
- رتبه بندي ، مقايسه سالانه و اهميت- نيروي كار به تفكيك جنسيت و گروه هاي اقليت- تعداد پناهگاه ها و سرپناه براي افراد بي خانمان- آمار طلاق / ازدواج- كودكان ، مادران ، نوجوانان- كودك آزاري / كودكان فراموش شده- كودكان خانواده هاي فقير- ناهار مجاني و ارزان براي كودكان در مدرسه - تسهيلات مهدكودك و آمار حضور در Latchkey- شمار افرادي كه از كوپن هاي مواد غذايي استفاده مي كنند.
- برنامه زنان ، نوزادان و كودكان- خدمات زندگي روزانه- تسهيلات مراقبت از بزرگسالان- احساس تعلق- رتبه بندي كلي
نکته : شهيندخت خوارزمي
|
نسخه قابل چاپ
برگشت
|
|
تبليغات داخلي ...
|
|
|

|
|
حاميان ما ...
|
|
|

|
|